سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
212
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
همچون خواهر و عمّه و خاله را بخرد . قوله : و اسلام المملوك فى دار الحرب قبل مولاه الخ : يعنى آقا و مملوكى هردو كافر بوده و در بلد كفرنشين ساكن هستند حال اگر مملوك قبل از آقا مسلمان شده و پيش از وى از شهر خارج شود و به بلاد اسلامى روى آورد آزاد مىگردد . قوله : مع خروجه منها قبله : ضمير در [ خروجه ] به مملوك و در [ منها ] به دار الحرب و در [ قبله ] به مولى راجعست . قوله : و تنكيل المولى به : مقصود از [ تنكيل ] آنست كه مولى عمل فظيع به مملوك خود انجام دهد مثلا گوش و بينى او را قطع نمايد . قوله : موت المورّث : مثلا مملوكى پدرش فوت شده و وارثى غير از او ندارد و از طرفى چون وى رق مىباشد نمىتواند از پدر ارث ببرد از اينرو ما ترك ميّت بدون مالك مىماند و چون اين امر خود محذور و مشكلهاى است لاجرم براى رفع آن مملوك را از آقايش باجبار بايد خريد و آزاد نمود تا ما ترك را به ارث مالك شود . لازم بتذكّر است وجهى كه در قبال خريدن وى صرف مىشود از همان ما ترك ميّت بر مىدارند . قوله : و كون احد الابوين حرّا : مثلا مولائى كنيزش را به ازدواج مردى حرّ درآورد يا براى عبدش زن حرّهاى گرفت و در وقت تزويج شرط نكرد كه ولد ايندو رقّ او باشد در اينجا بچه متولّد شده حرّ و آزاد بوده اگر چه يكى از ابوين او رقّ مىباشد . قوله : الّا ان يشترط رقّه : كلمه [ يشترط ] به صيغه مجهول بوده و ضمير در [ رقّه ] به ولد راجعست .